You are currently browsing the tag archive for the ‘ویکی پدیا’ tag.

نمی‌دانم می‌دانستید یا نه، اما ایران تنها کشوری در دنیاست که در آن، مردم، به تیم کشورشان، «تیم ملی» می‌گویند. یادداشت زیر ترجمه‌ای است از مقاله‌ی «فهرست تیم‌های ملی فوتبال بر اساس نام مستعار«. در این یادداشت، عنوان‌هایی را که مردم یک سرزمین، تیم کشورشان را با آن عنوان می‌شناسند، فهرست کرده‌ام.

تیم‌های اروپایی:

ایتالیا: تیم آبی (Blue Team)

بلژیک: شیاطین سرخ (Red Devils)

جمهوری چک: لوکوموتیو (The Locomotive)

فرانسه: آبی‌ها (The Blues)

هلند: پرتقال کوکی (The Clockwork Orange) ، نارنجی‌ها (Orange)

یونان: کشتی دزدان دریایی (The Pirate Ship)

انگلستان: سه شیر (The Three Lions)

ترکیه: ترک‌های دیوانه (Crazy Turks)

تیم‌های آفریقایی:

آنگولا: بزهای سیاه کوهی (Black Antelopes)

بروندی: پرستوها (Swallows)

مالی: عقاب‌ها (Eagles)

گینه: تیم ملی فیل‌ها (Elephant National Team)

تونس: عقاب‌ها کارتاژ (Eagles of Carthage)

آفریقای جنوبی: پسرها (The Boys)

آفریقای جنوبی (زنان): دخترها (The Girls)

کامرون: شیرهای سرکش (Indomitable Lions)

تیم‌های آمریکایی:

اروگوئه: آبی آسمانی (sky blue)

آرژانتین: سفید و آبی آسمانی (white and sky-Blue)

برزیل: زرد و سبز (Gold and Green) ، قناری‌های کوچک (Little Canaries)

شیلی: سرخ (The Red)

مکزیک: سه‌رنگ (The Tricolor)

اکوادور: زردها (Yellows)

آمریکا: یانکی‌ها (Yanks)

تیم‌های خاورمیانه:

عربستان: شاهین‌های سبز (The Green Falcons)

ایران: تیم ملی (The Nationals)

فلسطین: شوالیه‌ها (The Knights)

تیم‌های آسیایی:

ژاپن: سامورایی‌های آبی (Blue Samurai)

چین (زنان): رزهای پولادین (The Steel Roses)

برونئی: گربه‌های وحشی (The Leopards)

یادداشت:

قصد دارم از این پس، هر از چند گاهی، برخی از مقالات جالب ِ ویکی‌پدیای انگلیسی را «خلاصه‌وار» ترجمه و ضمن انتشار آن‌‌ها در این وبلاگ، با قرار دادن‌شان در ویکی‌پدیای فارسی، به سهم خود، در گسترش «دانش» در وب فارسی، سهیم باشم.

این یادداشت، نخستین مقاله از این سری خواهد بود که البته به سبب محدودیت‌های زمانی من، بیشتر از آن‌که علمی باشد، یک یادداشت کوتاه و ساده‌ی ورزشی است.

درخواست: خواهش می‌کنم طی دو، سه روز آینده، اگر ایرادی در ترجمه‌ی هر عنوان دیدید، اطلاع بدین تا ویرایش کنم و بعد از ویرایش نهایی، مقاله رو برای ویکی‌پدیا، بفرستم.

1

حیف شد! اگه ایران امروز می‌باخت، یه شرط اساسی از بابام برده بودم! آی بخشکی شانس، بخشکی!

2

ببینم چرا این علی دایی دست از سر ایران برنمی‌داره؟ با اون غب‌غبی که جدیداً زیر چونه‌اش اضافه شده و با اون لحن جدید حرف زدنش از وقتی که سرمربی شده، انگار که تیم ملی، ارث و میراث آبا و اجدادی‌اش بوده.

بابا زنده باد ژنرال خودمون!

3

این جواد خیابانی هم که خودشو ا.نگو.ل کرده. بعد گل نکونام داد می‌زنه: یه گل جهانی!

آخه همین دو سه هفته قبل نبود که جان‌واریو تو لیگ برتر خودمون یه همچین گلی زد؟ جون عمه‌اش واقعاً گل جهانی‌ای بود! دیوید بکهام مرحوم هر وقت پاش به توپ می‌رسید یکی از این گلا می‌زد! ای بر پدرت لعنت جواد خیابانی که همچین بچه‌ی مسخره‌ی دلقکی مثله تو تربیت کرده!

4

عکس حمله به خاتمی در مراسم 22 بهمن رو اگه ندیدین، همون بهتر که نبینید!

عکس اینه:

zamaaneh.com/photography/2009/02/post_846.html

واقعاً دردناکه. هر چند به شخصه برای مقام خاص ِ ریاست‌جمهوری، کروبی یا میرحسین موسوی یا غلام‌حسین کرباسچی رو ترجیح می‌دهم اما به هر حال خاتمی مرد بزرگیه. شاید خیلی‌ها معتقد باشن که خاتمی برای ایران کاری نکرده (و من در این مورد نظری نمیدم چرا که دوران خاتمی رو ندیدم!‌ یعنی بچه بودم وقتی دیدم!) ولی حتی اگه این حرف هم درست باشه نباید فراموش کرد که در نهایت هیچ‌کس نمی‌تونه برای ایران فعلی کار چندانی بکنه. انتخاب فقط بین اوضاع بد و اوضاعه بدتره.

5

حتماً شنیدین که آیت‌الله منتظری بزرگ اعلام کردن که ما در ایران انتخابات نداریم، انتصابات داریم؟ زنده باید آیت‌الله منتظری کبیر! زنده باد!

6

این فرهنگ‌نامه‌ی فلسفی استانفورد هم برای خودش سایت شاخی بوده و ما خبر نداشتیم. هر وقت دنبال مقالات فلسفی می‌گشتین، علاوه بر ویکی‌پدیا، استانفورد رو هم از یاد نبرید:

http://plato.stanford.edu/

سطح مقالات تا حد زیادی از سطح مقالات ویکی‌پدیا بالاتره، هر چند که مطالب‌اش به اندازه‌ی ویکی‌پدیا جمع‌وجور و مرتب نیست. در اصل بزرگ‌ترین ایراد رقبای ویکی‌پدیا اینه که مقالات‌شون از نظم خاصی برخوردار نیست. هماهنگی عجیب مقالات ویکی‌پدیا، بی‌نظیره.

راستی این تصویر فراموش‌نشدنی و زیبا رو هم (از وبلاگ آقای اولدفشن) حتماً ببینید:

http://oldestfashion.blogspot.com/2009/02/blog-post_4944.html

 

7

تا امروز چیزی درباره‌ی بمب‌های الکترومغناطیسی (یا E-Bombها) نشنیده بودم. بمب‌هایی که در مقیاس‌های محلی، قادر به از کارانداختن تمام تجهیزات الکتریکی‌اند! بمب‌هایی که هر چند مستقیماً انسان‌ها رو از بین نمی‌بره، ولی اثرات اون به شکل قابل ملاحظه‌ای وحشتناکه.

یادم میاد در علوم (و حتی درس انشایِ) دوره‌های ابتدایی و راهنمایی، یکی از سوال‌های همیشگی دبیرها این بود که اگه برق از زندگی ما حذف بشه چه اتفاقی می‌افته؟ و قطعاً می‌تونید حدس بزنید جواب ثابت و کلیشه‌ای این سوال‌ها رو که این بود: خب معلومه زندگی ما فلج میشه!

بگذریم! امروز به طور اتفاقی در یکی از وبلاگ‌های وردپرس (اینجا) با این بمب‌ها آشنا شدم. اگه حال و حوصله‌ی خوندن مقاله‌ی انگلیسی رو ندارید به همون وبلاگ سر بزنید وگرنه مقاله‌ی زیر رو از ویکی پدیا ببینید:

http://en.wikipedia.org/wiki/Electromagnetic_bomb

لینک‌های روزانه