You are currently browsing the category archive for the ‘1’ category.

نظر به این‌که در حال حاضر هیچ کسی نیست که در مورد چشم درد اخیر باهش حرف بزنم، مجبورم همین‌جا اشاره کنم که بعد از 19 سال پیاده کردن ِ تکنیک ِ «فرار موقع دعوا»، به هر حال در دام ِ «کتک خوردن ِ موقع دعوا» هم اسیر شدیم و ضمن خوردن یک عدد کف‌گرگی، دچار کبودی زیرچشم چپ، مقدار زیادی ورم در و مقدار نامتناهی درد در ناحیه‌ی مذکور و اندکی هم دندون‌درد شده‌ایم که انشاء‌الله خداوند نصیب هیچ گرگ بیابونی نفرماید!
در پایان جا داره مقدار لاینتناهی فحش ناموسی نصیب زننده‌ی ضربه بفرماییم!
نکته‌ی اخلاقی: کدوم خری به شما گفته فردین نگاه کنین؟ هان؟ هان؟ اصلاً حضرت والا که زورتون با زور فنچ برابری می‌کنه، غلط می‌کنین جو مرام و معرفت می‌گیرتون! ولله!

Advertisements

بخوانید (2) :

پینک‌من: گفتار و رفتار محمود احمدی‌نژاد در دوران زمام‌داری

بررسی مجموعه‌ای از گفتارهای محمود احمدی‌نژاد، با ارجاعات و منابع فراوان برای هر گفتار.

در این مقاله می‌خوانیم:

«× مردم از شنیدنِ اسمِ دموکراسی حالت تهوّع می‌گیرند! (محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران)

× احمدی‌نژاد یک جوکِ باورنکردنی‌ست! (شیمون پرز، رئیس‌جمهور اسرائیل)

این مقاله به مهم‌ترین و جنجال‌برانگیزترین گفتارها و رفتارهای محمود احمدی‌نژاد در دوران ریاست جمهوری اسلامی می‌پردازد…»

دوم‌دام‌دات‌کام: الهی نومزده‌ات آواره گرده!

دوبیتی‌های انتخاباتی ابراهیم نبوی را از دست ندهید!

در این یادداشت می‌خوانیم:

«احمدی نژاد برای چاوز گويد

دلم میل کاراکاس کرده چاوز

هوای محمود عباس کرده چاوز

مو چپ بیدم، تو چپ بیدی، همه چپ

چو توپی بنده رو پاس کرده چاوز»

یادداشت‌های نیک‌آهنگ کوثر: تبلیغات

کاریکاتوری از نیک‌آهنگ کوثر درباره‌ی تبلیغات انتخاباتی سبزها!

یادداشت وارده:

آقا جان، یک ضرب‌المثل تازه از زیر ساخت در اومده وجود داره که میگه: «آدمیزاد بهتره یا وبلاگ ننویسه، یا اگه می‌نویسه، عین بچه‌ی آدم بنویسه!» بنابه‌همین ضرب‌المثل می‌خوایم یک تغییر و تحولی در وبلاگ بدیم. تا دو، سه روز دیگه یک وبلاگ شب‌شعرخوانی می‌خوام بسازم و یک وبلاگ برای یادداشت‌های شخصی. این‌جا هم می‌مونه برای یادداشت‌های تخصصی فیزیکی، ترجمه‌های سیاسی-اجتماعی و لینک‌های مورد علاقه‌ام. از طریق RSSخوان سایدبار بغل وبلاگ هم می‌تونید به روز شدن وبلاگ‌ها دیگه‌ام رو دریابید!

هر گونه تقلید از «کرم کتاب» رو هم شدیداً تکذیب می‌کنم!

یاری اندر کس نمی‌بینم، یاران را چه شد؟

دوستی کی آخر آمد، دوست‌داران را چه شد؟

آب حیوان تیره‌گون شد، خضر فرخ‌پی کجاست؟

خون چکید از شاخ گل، باد بهاران را چه شد؟

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی،

حق‌شناسان را چه حال افتاد، یاران را چه شد؟

لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست

تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار

مهربانی کی سرآمد شهر یاران را چه شد؟

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند؛

کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد؟

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست

عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد؟

زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت؟

کس ندارد ذوق مستی، می‌گساران را چه شد؟

حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند؛ خموش!

از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد!؟

دیوان حافظ – بر اساس نسخه‌ی

علامه قزوینی و دکتر قاسم غنی

لینک‌های روزانه