1) اقتصاد درازکش و روش‌های سرپایی – دوم‌دام]دات[کام٬ ابراهیم نبوی

یادش به‌خیر! آن قدیم‌ندیم‌ها چقدر عاشق ِ سنتِ حسنه‌ی کافه‌نشینی بودیم٬ که مرحوم صادق خان هدایت از فرانسه به ایران آورده بودند! آن قدیم‌ها هر روز٬ چند ساعتی را در کافی‌شاپ‌ها به سر می‌بردیم و هی همین‌جوری الکی ژستِ روشن‌فکری می‌گرفتیم برای خودمان! اما ای دریغ که فعلاً No Money Honey شده‌ایم و آه در بساط نداریم که با ناله سودا کنیم! فست‌فود-خوری را هم که از جمله‌ی دیگر تفریحاتِ ناسالم ما بود الآن ماه‌هاست که تعطیل کرده‌ایم! -به خاطر ِ همان بحرانِ فوق‌الذکر ِ بی‌پولی- برای رفتن به یک مسافرت ساده از ولایتِ دوغوزآباد به قلعه‌‌یِ همجوار ِ سه‌قوزآباد هم که باید پولِ خونِ ملتی را بدهیم! در ضمن…

نه جدی جدی انگار اوضاع مملکت خراب است!

مقاله‌ی «اقتصاد درازکش و روش‌های سرپایی«٬ مقاله‌ی طنز دیگری از ابراهیم خان نبوی است. آقای نبوی در این مقاله با زبان ِ‌ خاص ِ خودشان به اوضاع ِ نابه‌سامان ِ اقتصادی کشور می‌پردازند. مقدمه‌ی این مقاله را با هم می‌خوانیم:

«باز هزار بار خدا را شکر می کنیم که اگر دولت نهم برای کشور مشکل جدی امنیتی، ‏اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، بین المللی، منطقه ای، انرژی، علمی و روانی ایجاد کرد، حداقل ‏با این طرح جدید اقتصادی که انشاء الله تا دو سال بعد که دولت عوض شد اجرا خواهد شد، ‏مشکلات اقتصادی کشور را حل کرد.

توضیح لازم اینکه اصولا در اقتصاد دو حالت وجود دارد، یکی اینکه شما احساس می کنید ‏یک ماه است قیمت ها بالا رفته و چون قیمت ها بالا رفته پولی ندارید خرید کنید، پس غذا ‏نخوردید و گرسنه تان است. در این حال نتیجه می گیرید که مشکل غذایی وجود دارد. حالت ‏دوم مثل حالت اول است، یعنی شما به همان دلایل غذا ندارید و گرسنه تان است، اما تلویزیون ‏اعلام می کند که طبق آمارهای جدید شما غذا دارید و گرسنه تان نیست…!» متن ِ کامل ِ این مقاله را در اینجا بخوانید.

2) گیلرمو حیا کن! سینما را رها کن! – عکس‌نوشته‌ها٬ منصور نصیری

در یکی از نوشته‌های قبلی٬ در این مورد نوشتم که فعلاً گیر دادن به سینمایِ عباس ِ‌ کیارستمی٬ شده است مدِ روز!

یکی از آن نشریاتی که در این مدت علاقه‌ی فراوانی در به چالش کشیدن آقایِ کیارستمی نشان داده است٬ نشریه‌ی فیروزه است. -که به نظر من یکی از معدود نشریه‌‌های فرهنگی ِ قابل ِ قبول ِ وب فارسی است- این نشریه تا به حال٬ در قالبِ چندین مقاله‌ی بی‌سروته از چندین منتقدِ آب‌دوغ‌خیارکی٬ چندین نقدِ منفی بر آخرین اثر ِ آقای کیارستمی٬ «شیرین»٬ منتشر کرده است که گویا این نقدهای منفی شدیداً هم مورد توجهِ آقایِ شکراللهی٬ نویسنده‌ی وبلاگِ خوابگرد٬ قرار گرفته‌اند!

دیگر نشریه‌ای که علاقه‌ی بسیاری به خراب کردن آقای کیارستمی نشان داده سایتِ سینمای ما است. این سایت در خبری شوکه‌کننده (برایِ ما طرفدارانِ عباس خان کیارستمی) درباره‌ی واکنش مردم نسبت به فیلم شیرین چنین نوشت:

«به گزارش رويترز، عده‌ زيادي از معترضان در بيرون از محل برگزاري جشنواره ونيز، با در دست داشتن پلاكاردهاي مختلف نارضايتي خود از اين فيلم را نشان دادند كه در اين ميان بر روي يكي از اين پلاكارد‌ها نوشته شده بود: پولمان را پس بدهيد و روي پلاكارد ديگري كاريكاتور مردي كشيده شده بود كه در حال تماشاي فيلم شيرين خود را حلق‌آويز كرده است.» خبری که شدیداً هم در رسانه‌های ایران مورد بازتاب قرار گرفت.

آقای کیارستمی پیش‌ترها٬ گفته بودند که جمهوری‌اسلامی با ایشان مشکل دارد و به همین خاطر 10 سالی است که کارهایشان در ایران به نمایش در نمی‌آید. خبرگزاری‌های جمهوری اسلای هم با انتشار ِ‌ سریع‌السیر خبر بالا٬ آن هم بدون کوچک‌ترین تحقیقی درباره‌ی صحت و سقم آن٬ هم بر مخالفتِ دولت با آقای کیارستمی (و به طور کلی فرهنگ و فرهنگ‌سازان) صحه گذاشتند و هم بر ایرادهای فراوان‌شان در بازتابِ خبرهای کشکی و مطالب پلشتی!

اما بشنویم از آن طرف که آقای منصور نصیری٬ که خودشون هم در جشنواره‌ی فیلم ِ ونیز حضور داشته‌اند٬ به صورتِ کاملاً مستند٬ در مقاله‌ی «گیلرمو حیا کن! سینما را رها کن!« به نوشته‌های سایتِ سینمایِ ما پاسخ داده‌اند. مقاله‌ی ایشون که با یک ویدئوی کوتاهِ 2.5 دقیقه‌ای همراه است به تمام ِ‌ دوست‌داران آقای کیارستمی توصیه می‌شود. در ضمن گویا آقای حمیدرضا نصیری٬ نویسنده‌ی وبلاگِ «غلافِ تمام فلزی» هم از دوست‌دارانِ آقای کیارستمی‌اند! واکنش ِ‌ ایشان نسبت به این لینک دیدنی بود!

در پایان٬ چند کلامی بشنویم از خودِ آقایِ کیارستمی. ایشون در مصاحبه‌ای که پس از جشنواره‌ی کن و پیش از جشنواره‌ی فیلم ونیز با هفته‌نامه‌ی شهروندِ امروز انجام داده‌اند (و می‌توانید آن را در شماره‌ی 62 این نشریه پی بگیرید) درباره‌ی مخالفتِ کن با فیلم خود گفته اند:

«…اما «شیرین» جدا از زمانی که به هر حال باید به آن داد٬ در میان کارهایم تجربه‌ای استثنایی است. من تا به حال با این قاطعیت حرف نزده‌ام و می‌دانم که همین حالا هم ممکن است به خودبزرگ‌بینی و تعریف از خود متهم شوم اما مهم نیست و می‌گویم که شاید فیلمی هم پذیرفته نشود که ابعادش از ابعاد جشنواره کن فراتر باشد. فقط فیلم‌های کوچک‌تر از ابعاد کن نیستند که پذیرفته نمی‌شوند بلکه ممکن است فیلمی که ابعادش از کن بزرگ‌تر باشد هم بیرون بماند. آنها استانداردهایی دارند. این استانداردها فقط شامل فیلم‌هایی نمی‌شود که قدوقواره‌شان کوچک‌تر است بلکه شامل فیلم‌هایی می‌شود که قدوقواره‌شان بالاتر و بزرگ‌تر از این استانداردهاست. این را با اطمینان می‌گویم.» نه‌خسته آقایِ کیارستمی! نه خسته!

Advertisements