متن زیر٬ متن ِ تقریباً کامله گفتگوی پراکندهی من و دوستم Zosه. فکر میکنم انتشار متن یک چت٬ اون هم با این طیف وسیع ِ موضوعات بحث٬ طرح نو و جالب توجهی باشه!
بخشهایی که بین علامت ” ” قرار دارند٬ بخشهایی هستند که برای قرار گرفتن در محیط وبلاگ٬ مجبور به تغییر و تلطیف اونها شدم.
Navid: سلام بر سرباز جان بر کف ميهن
Navid: چه خبرا؟
Navid: کي مياي اينورا؟
ZOS: سلام
ZOS: خوبی؟
ZOS: شاید نشه بیام اونور
ZOS: فعلا که کد محل خدمت رو اشتباه صادر کردن
…
Navid: اين رو ببين
Navid: http://blog.360.yahoo.com/blog-r9GzCd8ifrSO1RzcLu2BZ1Ptfb8-?cq=1&p=724
Navid: نوشته
Navid: در نگاه نخست، چنین مینماید که میتوان واژهی «اتئیسم» را به معنای «باور به اینکه خدا وجود ندارد» تعریف کرد. اما فوراً درمییابیم که مانند واژهی «پستمدرنیسم»، واژهی «اتئیسم» هم یک واژهی رابطهای و حاکی از گسست از تئیسم است. پس فهم ما از اتئیسم هنگامی…
Navid: همين طوري ادامه داده
Navid: به خدا اين ملت از يک کنار “احمق” ان!
Navid: آتئيسم يعني بي خدايي
Navid: حالا مي شينن دو ساعت
Navid: تفسير فلسفي ميدن
Navid: بحث و بررسي به عمل ميارن
Navid: حال آدم رو به هم مي زنن به خدا!
Navid: ميان مکتب مي سازن ناتوراليسم
Navid: يه مکتب هم مي سازن رئاليسم
Navid: يه متن مي ذاري جلوشون ميگي اين تو کدوم مکتبه هر کدوم يه چيزي ميگن
Navid: خب آخه مجبورين!؟
Navid: نسازين اين همه مکتب “کشکی” رو!
Navid: من اين همه فلسفه خوندم
Navid: از آخر نفهميدم
Navid: فرق پلوراليزم و پست مدرنيسم و پست استراکچراليزم و هرمنوتيک چيه
Navid: همه شون در نهايت يه چيزو ميگن!
Navid: جون شون در بياد!
ZOS: ]شکلک خنده[
ZOS: بنظر من باید
ZOS: از دیدگاه
ZOS: پریودیکالیسم
ZOS: با این مسلئه برخورد کنیم
ZOS: و از نظر من در دورانی که دکارت
ZOS: هنوز دستش تو دماغش نرفته بود و اینا توجهش رو جلب نکرده بود
ZOS: اون موقع ها هنوز بویی از فمینیسم
ZOS: به مشام جامعه
ZOS: سوپر مدرن پریودیکالیسم
ZOS: آن زمان نرسیده بود
ZOS: سمایلی رحیم پور ازغدی
ZOS: ولی از دیدگاه اسلام
ZOS: همانطور که علی در نبرد خیبر
ZOS: اصلا دست توی دماغش نکرد
ZOS: و همین کار نشون میده
ZOS: اسلام دیدش نسبت به فمینیسم چیه
Navid: ]شکلک خنده[
Navid: رحيم پور ازغدي!
Navid: ايول!
Navid: ما هم کارمون درسته ها! يه وبلاگ بسازيم متن چتامون رو بذاريم ملت ببينن
ZOS: ولی از دیدگاه غرب فمینییسم هنوز هم
ZOS: رتبه اول رو داره
ZOS: خوب همین الان
ZOS: متن همین چت رو
ZOS: توی وبلاگت با
ZOS: یک مقدمه کوتاه منتشر کن
Navid: باشه!
Navid: فقط يه جاش نوشتم
Navid: Navid: به خدا اين ملت از يک کنار ...
Navid: اشکال نداره!؟
Navid: ]شکلک خنده[
ZOS: خوب سانسورش کن این چیزاشو
…
Navid: اين سريال رضا عطاران رو نيگا مي کني؟
ZOS: اره دم افطاره
ZOS: درحال بلعیدن
ZOS: رصد میشه
Navid: واقعا معرکه است کاراي اين بشر
Navid: ببخشيد يه چيز ديگه رو هم مي خوام به اين متن چت اضافه کنم
Navid: ديدي جديدا مد شده يکي که معروف ميشه يا کارش ميگيره يا خبرساز ميشه
Navid: همه شروع مي کنن يه دفعه به نوشتن در باره اش؟
Navid: الان هم مد تو گير دادن به عباس کيارستميه!
Navid: ديدي فيلم هاش رو؟
ZOS: همون مرد عینکی؟
Navid: ]شکلک خنده[
Navid: خودشه!
ZOS: که جماعت "همجنسباز" تا عینکشو برداشت کلی "پاش خود ارضایی کردن"؟
ZOS: تاپیک روز شد؟
ZOS: ایول!
Navid: ]شکلک خنده[
...
ZOS: به هرحال میدونی
ZOS: جماعت دنیا
ZOS: مخصوصا ایرانی ها یا امریکایی ها
ZOS: پایه جو هستن
ZOS: مثلا وبلاگستان رو نیگا کن
ZOS: یهو بحث میشه گوگل کروم
ZOS: اقا کل وبلاگستان میریزه بهم
ZOS: همه مقاله تکراری می نویسن
ZOS: یکی دوتا مقاله خوب در میاد
ZOS: وردپرس
ZOS: همه شروع میکنن
ZOS: بلاگفا
ZOS: حالا یهو همه جو گرفتشون به امکانات بلاگفا
Navid: راديو زمانه
Navid: چهل تا مقاله درباره ي همين گوگل کروم لينک داد!
...
Navid: بگذریم حالا نظرت درباره ي اين گوگل کروم چيه؟
Navid: ]شکلک خنده[
ZOS: من به دوستی گفتم
ZOS: از زندان فایرفاکس خلاص شده
ZOS: و به رویای گوگل کروم پناه بردم
ZOS: ]شکلک خنده[
ZOS: دیوانه وار خوبه
ZOS: عالیه
ZOS: سریعه
ZOS: من کاری ندارم افزونه داره یا نه
ZOS: ولی کار من و راه میندازه
ZOS: به زیبایی
ZOS: به نرمی
ZOS: و ارامش
...
Navid: http://en.wikipedia.org/wiki/Nationwide_opinion_polling_for_the_United_States_presidential_election,_2008
Navid: سيد باراک بعد از سخنراني هاي پر شور اخيرش دوباره جلو افتاده
Navid: خدا کنه اين لاشخورهاي جمهوري خواه با اين شيوه هاي غير اخلاقي تبليغاتي شون
Navid: دوباره "گند نزنن"
ZOS: سید باراک
ZOS: کلی اساسی "گند" زده توی
ZOS: ضد صهیونیست های امریکا
ZOS: که حتی اون رئیس جمهورشون بود
ZOS: کارتر
ZOS: اونو راه ندادن
ZOS: توی جلسه سخنرانی
ZOS: عمومی حزب
ZOS: چون گفته بوده اسرائیل برای امریکا داره خطرناک میشه
Navid: و خب خيلي ها هم معتقدن
Navid: همين کارا نشون دهنده ي اينه که باراک اومده که رئيس جمهور بشه
Navid: و به هر قيمتي هم شده رئيس جمهور ميشه
Navid: با اين حمايت هايي که از اسرائيل مي کنه
Navid: و البته يه دسته ي ديگه از تحليل گراي سياسي ميگن
ZOS: رقیب شدیدتر حمایت میکنه
ZOS: اما بنظر میرسه
ZOS: اسرائیل
ZOS: یعنی صهیونیست ها
ZOS: در کل دنبال یک سیاست جدید هستن
ZOS: دنبال یک ادم که بنظر عاقل برسه
ZOS: و غیر جنگ طلب
ZOS: که پنبه سر مردمرو ببره
Navid: اوهوم
Navid: اين رو اضافه کنم که
Navid: دليل محبوبيت اوباما
Navid: حرف هاي روشن فکري اش بود
Navid: و به همين دليل هم روشن فکرهاي آمريکايي مثل فوکوياما طرفدارش بودن
Navid: اما اين کاراش
Navid: شايد باعث بشه "گند زده بشه" بشه تو اون بخش از محبوبيت اش
Navid: خيلي از مستقل ها با اين کار
Navid: ديگه حاضر نيستن به اوباما راي بدن
ZOS: ولی بنظرم فاکویوما!
ZOS: شاکی سوما
ZOS: فاکی لوما
ZOS: و سکی شوباما
ZOS: همه ادمهایی باشن که رایشون
ZOS: انچان تغییری در نتایج
ZOS: نداشته باشه
ZOS: ]شکلک خنده[
ZOS: جدی میگم
ZOS: روشنفکرها
ZOS: توی کل جوامع دنیا
ZOS: درصد کمی هستن
ZOS: و آنچنان تحولی درست نمی کنن
Navid: خب آره
Navid: اگه کم نبودن که بهشون نمي گفتن روشن فکر!
ZOS: سید باراک دیدش روی عوامه
ZOS: مشخصه عوام رو با حرفهای قشنگ
ZOS: داره حرکت میده روبه فکرهای نو
ZOS: راجب رویا حرف میزنه
ZOS: خودشو خیلی خیلی میخواد به
ZOS: اون مرحوم
ZOS: ]سانسور شد[ ... معروف
ZOS: لوترکینگ
ZOS: نزدیک نشون بده
ZOS: سرمقاله ها رو بخون
ZOS: همه سخنرانی هاشو
ZOS: با لوترکینگ مقایسه کردن
Navid: اوهوم درسته
Navid: و البته خب ايراني هاي آمريکا چند نفرن؟
Navid: انگار ايراني هاي آمريکا هم طرفدار اوبامان!
Navid: مثلاً راديو زمانه رو ببين
ZOS: اتفاقا چند روز پیش
ZOS: دوستی میگفت
ZOS: توی روزنامه محلی لس آنجلس
ZOS: که برای خاورمیانه ای ها
ZOS: مهاجر چاپ میشه
ZOS: یک سرمقاله نوشته بود راجب این که
ZOS: رای به اوباما رای به نابودی اعراب
ZOS: و مسلمون هاست
ZOS: میگفتش این سرمقاله
ZOS: خیلی بازتاب داشته
ZOS: وخیلی ها موافقش بودن توی طیف مهاجرا
Navid: اوهوم خب ديگه اين همون چيزيه که ضربه ي اصلي رو به اوباما مي زنه!
Navid: مک کيني که خودش
Navid: رسما اعلام جنگ کرده ضده اعراب
Navid: خوب بلده
Navid: با هر کسي چه طوري حرف بزنه
Navid: و چه طوري از شگردهاي تبليغات غير اخلاقي استفاده کنه
Navid: آقا اصلا به نظر من تجارت٬ به دست آوردن سرمايه نيست
Navid: تجارت يعني به دست آوردن آدم ها
Navid: حالا درسته ربطي نداره
Navid: ولي ما بايد راه آقاي هوانگ رو ادامه بديم و به سمت يک نوع انسان گرايي و اومانيسم پيش بريم!
ZOS: اره موافقم
ZOS: بخاطر همین خیلی ها حتی افسر مینجانگو
ZOS: و امپراطور
ZOS: زن های دربارو با هم
ZOS: و مردهای دربارو با هم نگه میداشتن
ZOS: چون به همه جور چیز که گرایی داشته باشه علاقه داشتن
ZOS: مثل هم جنس گرایی
Navid: ]شکلک خنده[
Navid: ايول افسر مينجانگو رو از کجا يادت بود!
Navid: http://negaheno.wordpress.com/2008/09/05/admaha/
Navid: اين رو ببين!
Navid: نوشته سياست يعني به دست آوردن آدم ها!
Navid: وبلاگ ِ زرد يک پزشک هم که مرتب داره
Navid: از همين جور لينک ها ميذاره!
Navid: اول درباره ي جين سينگ لينک گذاشت
Navid: اين هم دومي اش!
Navid: ببينم بايد توي مقاله اسم تو رو خط بزنم يه چيز ديگه بذارم به جاش!؟
ZOS: بگو دوستم زوس
…
Navid: فعلا بای

1 comment
Comments feed for this article
سپتامبر 14, 2008 روی 4:34 ب.ظ
آرش
1. “رحیم پور ازغدی” نه: “پور ازغندی” مجید جون
2. رئالیسم و ناتورالیسم (دو مکتب ادبی/هنری) رو با “آتئیسم” (مکتب فلسفی) مقایسه کردن؟! ای سبحان الله!
3. به نظرت چه نقطۀ اشتراکی هست بین این 3 گروه که اونها رو با هم مقایسه کردی:
الف. پلورالیزم
ب. هرمنوتیک
ج. پست مدرنیستم/پست استراکچرالیزم
4. آها یک نقطۀ اشتراک: با نظرت دربارۀ “سید باراک” موافقم!
نوید:
آرش جان٬ من هم به تفاوتهای این مکاتب واقفم. اما نمیشه انکار کرد که شباهتهایی هم دارن:
اول از همه اینکه برجستهترین شخصیت در هر چهار مکتب فوق٬ فردریش نیچهی کبیره! پس نباید دنبال تفاوتهای اساسی در اونها بگردیم! روح ِ هر چهار مکتب از یکجا سرچشمه میگیره! نکتهی دیگه اینکه از نسبینگری گرفته تا نظریهی تصویری معنای ویتگنشتاین و تا هرمنوتیک و پستمدرنیسم و پستاستراکچرالیسم و تا پلورالیزم همگی بر این نکته تاکید دارن که حقیقت امری نسبی است! به نظر من تمام این مکاتب رو میشه در جملهی “هیچ حقیقت ِ فراگفتمانی وجود نداره” (اگه اشتباه نکنم از نیچه) یا مثلاً این جمله (این یکی به یقین از نیچه!) که: “حقایق آن پندارهایند که از یادها رفته که پندارند” خلاصه کرد! البته تفاوتهایی هم وجود داره! مثلاً هرمنوتیک از این نسبینگری برای تأویل ِ متون استفاده میکنه و پستمدرنیسم از همین نسبینگری برای خلق ِ متون! یا مثلاً نظریهی تصویری معنا در مورد ساختبندیهای زبان بحث میکنه و اصلاً اون بخشی از دنیا که این مکاتب ِ گوناگون باهش سر و کار دارن متفاوته! ولی کلیتی به نام ِ “نسبی باوری” در همگی داره تکرار میشه! اگر اشتباه میگم خواهشاً بگین تا هم تغییری در دیدگاههای خودم ایجاد کنم (که دیگه داشتن به شکل متحجرانهای در ذهنم جای میگرفتن!) و هم اینکه از همین بحثها در نهایت یک مقالهی کامل در بیاریم!
پاینده باشید!